امروز چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵

نسیمی از کرامت، از تهران تا تبریز


تاریخ و زمان ارسال: 9 اردیبهشت 1405 ساعت 14:43 نویسنده : فرزاد آقایی شناسه خبر : 6941
گاهی کرامت، اسم یک امام است. گاهی، تجلی یک قلب مهربان در روزهای پر برکت دهه کرامت
نسیمی از کرامت، از تهران تا تبریز

به گزارش روابط عمومی ستاد مردمی دیه استان آذربایجان شرقی ، عطر ولادت علی بن موسی الرضا (ع) در تمام کوچه پس کوچه های ایران پیچیده است . اما این عطر در دفتر ستاد دیه آذربایجان شرقی طور دیگری استشمام شد؛ از پشت خط تلفن.

تماسی از تهران برقرار شد. پشت خط، صدای یک بانوی خیّر بود که با لحنی ملتمسانه پرسید: «زندانی زن واجد شرایط دارید؟»

مدیر ستاد دیه، با امیدی که هر روز در این سالن ها جاریست، پاسخ داد: «بله. خانمی با محکومیت ۳۵۰ میلیون تومان، فقط ۵۰ میلیون تا آزادی اش فاصله دارد.» فاصله ای که برای آن زن پشت میله ها، به اندازه یک عمر انتظار بود.

لحظاتی گذشت ،این بار صدای خیّر مصمم تر بود: «در خانه گفتم. آنها گفتند مبادا ۵۰ میلیون کم باشد… ما حاضریم هر چه لازم است بدهیم، فقط آن مادر را به آغوش فرزندانش برگردانید.»

در سکوت دفتر، اشک در چشمان مدیر ستاد حلقه زد. مردی که هر روز التماس آزادی صدها زندانی را دیده بود، این بار لرزه بر اندامش افتاد. با بغض پاسخ داد: «خیر سرکار… نیازی به بیشتر نیست. همان ۵۰ میلیون معجزه می‌کند. همین الان چک را می‌نویسم.»

و پیش از آنکه قلم بر کاغذ بیاید، واریز انجام شد. آن بانوی تهرانی نه فقط پول، که قطعه‌ای از بهشت رضوی را فرستاده بود.

مدیر و کارکنان ستاد دیه بهت زده نگاه می‌کردند. کسی که می‌توانست ببخشد، بهانه آورد و کسی که نیازی نداشت، کرامت را مهمان کرد. آن خیّر در پایان فقط گفت: «برای ولادت آقا علی بن موسی الرضا (ع)… برای دهه کرامت… ما هم باید کریم باشیم.»

اما راستی کرامت یعنی همین؛ یعنی از تهران صدای گریه مادری را شنیدن که آهنگ آزادی‌اش، از حرم مطهر رضوی تا زندان تبریز، پرکشید…

برای آن خیّر گمنام زن، برای مدیر ستاد و کارکنان که بغضشان ترکید و برای زندانی که در شب ولادت امام مهربانی ها، آزاد شد هزاران مرتبه شکر …

شما هم می‌توانید در مورد این مقاله نظر بدهید

مجوز ارسال دیدگاه داده نشده است!

ایتا بله روبیکا تلگرام